اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

216

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

باب هفدهم در بيماريهاى زنان بسيار رفتن خون حيض اسباب آن ، يا بسياري خون باشد اندر تن ، يا گرمى و تيزي خون ، يا " قرحه " در " رحم " 0 علامتهاي آن آنچه از بسياري خون باشد ، نبض عظيم بود و رنگ روى سرخ و تازه بود و همه تن قوي بود . علاج آن : فصد ، و طعام از ناردانك ( ناردان / دانه انار ) و سماق و عدس و پايجه 1 بره و گوشت گوساله ، و شربت اقراص كهربا ، و " حمول " از پشم تازه 2 كه به آب مازو تر كنند و به سرمه آلوده كنند . و آنچه از تيزي و گرمى خون باشد ، تن ضعيف باشد و خون رقيق . علاج آن ( 1 / 249 ) تسكين حرارت بود به شربتهاى خنك و غذاهاي غليظ 3 ، چنان كه يادكرده آمد از عدس و پايجه 4 و مانند آن . آنچه از " قرحه " باشد ، خون ، عفن گشته باشد . علاج آن رگ باسليق زدن ، و رگ مابض ، و بماء العسل ميشويند ، و به طبيخ حلبه 5 و كاكنج 6 و بنادق البزور 7 دادن ، و به آب گوگرد اندر نشستن ، سود دارد . باز ايستادن خون حيض نه به وقت 8 اسباب آن ، يا كمي خون باشد اندر تن ، يا غليظي و سردي خون باشد از فربهي به افراط . علامتهاي آن اما علامت كمي خون ، آنست كه پيش 9 از آن ، استفراغها بوده باشد ،